سرنوشت
سرنوشت خودم را
برای اینکه عاشقت باشم
و
سرنوشت تـــــو را
برای آنکه معشوقم بمانی
![]()
پ. ن :
کفر چو منی ، گزاف و آسان نبوَد .
محکم تر از ایمان من ، ایمان نبوَد .
در دهر چو من یکی و آن هم کافر ؟!
پس در همه دهر یک مسلمان نبوَد !
پورسینا با پاژنام شیخ الرّئیس، همواره می کوشید همه چیز را خردورزانه بررسی کند. شماری از مردمان این دانشمند بزرگ و اندیشمند برجسته را بی دین می شمردند؛ شماری دیگر او را اهریمن نامیدند. وی در زمینۀ فرزان، مزداهیک، پزشکی، خنیا و بسیاری گستره های دیگر، دست به خامه برده است. در دیروک آورده اند، پس از مرگ پورسینا و در دوران فرژایه های واپسگرای ایران بزرگ، نبیگ ها و نوشته های او برای سالیان دراز در آتش سوزانده می شد.
نامش حسین بود؛ ابوعلی حسین پور عبدالله پور سینا. در سال ۳۵۹ خورشیدی در روستای افشانه در نزدیکی بخارا در کشور ازبکستان کنونی (بخشی از خاک ایران در دورۀ سامانیان) چشم بر جهان گشود. این پزشک فرزانه و فرهیخته در ۵۸ سالگی در راه همدان، به راین بیماری، چشم از جهان فرو بست و در آن شهر به خاک سپرده شد. بسیاری او را تنها با سنگ یادبودش می شناسند!
من بوعلی نیستم. ولی، این دلنوشته - که برای معشوقم نگاشته ام - یاد او را در من زنده کرد. همۀ ما می دانیم پورسینا این چامه را هنگامی سرود که او را بی دین خواندند. واژه های به کار رفته در سروده و چمار برآمده از آن، «هنر او در سرودن، واخواهی، همچنین باور به خداوند» را می نمایاند.
واژه نامه
پازنام: لقب؛ فرزان: فلسفه؛ مزداهیک: ریاضیات؛ خنیا: موسیقی؛ خامه: قلم؛ دیروک: تاریخ؛ فرژایه: حکومت؛ نبیگ: کتاب؛ راین: دلیل؛ چامه: شعر؛ چمار: معنی؛ واخواهی: اعتراض
سرودههای سپید