X
تبلیغات
دریچه ای به درون - نوشـته ها

دریچه ای به درون

آیینه ای در برابر من

در بارۀ «دریچه ای به درون»

 

آنچه در این دفتر آمده ، نوشته ها ، سروده ها و باورهای خود من است . تاریخ زیر نوشته ها زمان واقعی نگاشتن شان نیست ؛ تاریخ افزودن آنها به وب نوشت است . بیشتر نوشته ها و سروده هایم مخاطب دارند ؛ برخی از آنها دارای مخاطب ویژه هستند .

«دریچه ای به درون» به راستی ، بی همتاست ! زیرا به سادگی درمی یابید ، زیباترین و ارزشمندترین نوشته ها و سروده های آن به دست همراهانی نگاشته شده که با حضورشان در بخش دیدگاهها، به سرزمین من احترام و اعتبار بخشیده اند .

همۀ حقوق این وب نوشت از آنِ نگارنده است . از این رو ، هر گونه بهره برداری از پاره های پیکرم ، از هر آنچه در این دفتر آمده است ، می باید با اجازۀ نویسنده و در غیر این صورت ، با ذکر همزمانِ نام نویسنده و عنوان وب نوشت باشد .

آهنگ زمینۀ وب ، «فرشتۀ امید» (Angel of Hope) نام دارد . نوازندۀ پیانو و آهنگساز آن ، آقای عُمر اکرم ، زادۀ ایالات متحدۀ امریکا و افغان تبار است . در شش سالگی ، نواختن پیانو را در کشور چک آموخته و در چهارده سالگی ، نخستین اثر هنری اش را پدید آورده است .

                                                                                                                 ارشک امیری


سفری به روستای خَبر در استان کرمان ؛ سال ۱۳۸۵                                                                 سمت راست : زنده یاد ، دکتر محمد رضا مشایخی (دوست ، معلم و همکارم)

+  دوشنبه 1 اسفند1390س 0:0 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت | 

اثر ماندگار


. . . !

 

پ. ن. یک :

در هیأت فروشنده ای دوره گرد ، جار می زدم که در خورجینم «عشق ناب» را - که گران خریده ام - گران می فروشم ! در راستۀ رندانِ بازار بزرگ تبریز ، سفارشی به من داده شد ؛ سفارش یک سروده ، یک اثر ماندگار . این، جای خالی همان سرودۀ سفارشی است . شاید سال ها به درازا بینجامد تا آنچه می باید، در این قاب خالی جای بگیرد ! 

پ. ن. دو :

اروس راماتزوتی (Eros Luciano Walter Ramazzotti) خوانندۀ پرآوازۀ ایتالیایی که نوازنده و ترانه سرا نیز هست ، آهنگی زیبا را به نام Un Angelo Disteso Al Sole (فرشته ای گشوده بال) در آلبوم Noi در سال ۲۰۱۲ ترسایی به دوستدارانش تقدیم کرد . این شعر ناسروده را به «فرشته ای گشوده بال» پیشکش می کنم .


برچسب‌ها: سرودۀ سفارشی
+  جمعه 1 فروردین1393س 8:31 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت

جشن آتش

 

جشن آتش بر همۀ همراهانم فرخنده باد .
پیشتر ، سال نو را به شما شادباش می گویم
؛ نوروزتان پیروز .

 
 
 
+  سه شنبه 27 اسفند1392س 19:9 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت | 

کاوش در کیش

 

در کشتار مدیان ، با سپاهیان یهود ، زنان و مردان و کودکان را به اسارت گرفته ام . در جنگ های صلیبی ، دوشادوش صلیبیان ، بر مسیحی و مسلمان شمشیر کشیده ام . در نبرد نهروان ، همراه لشکریان خوارج ، خون برادرم را بر زمین ریخته ام . در حملۀ انتحاری دیروز ، بی گناهان را تکه تکه کرده ام .

من یهودی ام ؛ مسیحی ام ؛ مسلمانم . در گوشه ای از این کرۀ خاکی ، پیرو دین و  آیین هندو ، بودا ، جین ، سیک ، زرتشت ، کنفوسیوس ، تائو و شینتو هستم .  بی دینم ؛ بت پرستم ؛ جادوی اهـریمن را می پرستم . نیای من پرستشگر طبیعت بوده است . من انسان هستم !

 


برچسب‌ها: کیش, دین, آیین, پیرو, انسان
+  سه شنبه 13 اسفند1392س 6:14 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت | 

حجاب

 
 
من خداوند هستم .
 

 
 
 پ. ن. :

ماهها پیش ، در همین سرا ، دوستی - که به عمر ، کوچکتر و به خِرد ، بزرگتر از من است - از من خواست در بارۀ خدایی که شناخته ام ، چیزی بگویم . بدین می اندیشیدم چگونه باور ناگفته و نانوشته ام را بر زبان آورم ؛ از این می اندیشیدم مرا «بی خدا» بشمرد ! هر چند «خدا ناباوری» را جُرم نمی دانم ، می هراسم بسیاری بی خدایم بدانند . از این رو ، آن را نخواهم گفت ؛ بیم جان و غم نان دارم .

دوستان ! دیری است باور دارم «انسان خدایی» (خداوند بودنِ انسان) نه قادر و قهار بودنِ آدمی است و نه نامیرا بودنش ؛ نه جاه و جلال آدمی است و نه بی خطا بودنش . اکنون ، بر آن نیستم به تفاوت میان «انسان خدایی» و «همه خدایی» بپردازم ؛ آنچه برخی از اندیشمندان آنها را در مباحث «خودشناسی» و «وجودشناسی» می آورند . جای اینها در این گفتار کوتاه نیست . بگذارید به این بسنده کنم که این ناچیز می پندارد ، مرز و جدایی - آن گونه که بسیاری تصور می کنند - میان این دو نیست ؛ زیرا که اغلب ، با هم در می آمیزند .

همراهانم! آنچه وی در پاسخ به من گفت ، بی گمان ، برای نگاشتن این سخن کوتاه ، مرا جرأت و جسارت بخشیده است و آنچه هیچ گاه نمی توانستم اینچنین گویا و رسا بگویم ، او به سادگی گفت . آری ؛ من خداوند هستم ؛ خدایی که پرستشگر بتی دیگر و خدایی دیگر است ! 

این بود کلام آن دوست :

منصور حلاج چون از دوستی حق لبریز شد ، دشمن خویش گشت ؛ خود را نیست گرداند و آنگاه فریاد زد: «من حق هستم» ؛ این فریاد یعنی «من از میان رفتم و تنها حق ماند و بس» . کار منصور نهایت بندگی است. آیـا بـزرگی کردن آن است کـه بگویی « تـو خدایی و مـن بنده » ؟! تو با این سخن ، هستی خـود را ثابت می کنی ؛ شرک و دورویی ، همه ، از این کار برمی خیزد ، نه از کار منصور !


برچسب‌ها: انسان خدایی, همه خدایی, خودشناسی, وجودشناسی, منصور حلاج
+  سه شنبه 22 بهمن1392س 0:1 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت | 

زادروز

 

دو سـال پیش ، در چنـین روزی ،

دوم بهمن ماه سال ۱۳۹۰ خورشیدی ،

«دریچـه ای به درون» زاده شد .

 

+  چهارشنبه 2 بهمن1392س 1:18 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت

لب خاموش

 

کودک که بودم ، شاید بیش از هر کجای دیگر ، به خانۀ دایی بزرگترم می رفتم . آن روزها -البته، همیشه - با خویشاوندان مادری ام پیوند قلبی ام ناگسستنی بود و در کنار آنها آرامـش بیشتری داشتم . هیـچ گاه از یاد نمی برم ؛ سروده ای کوتاه در قابی نفیس بر دیوار اتاقی در خانه شان آویخـته بود که برایم بسیار زیبا می نمود و مفـهومش را بارها از وی و همسرش پرسیده بودم . زیرا در آن نوشته ، واژۀ «قصه» را می دیدم و این ، کنجکاوی ام را برمی انگیخت تا که بدانم چه داستانی در پس آن نهفته است ! سال ها گذشت و من سرانجام دانستم آن نوشته ، بیت آغازین غزلی است به نام « لـب خامـوش » از امیر هوشنگ ابتهاج (سایه) که فروغ فرخزاد نیز آن را دیگرگونه سروده است . اینک آنچه فراموش نکرده ام : 

امشب به قصۀ دل من گوش می کنی                                                                                 فــردا مـرا چـو قصه فــراموش می کنی

 

پ. ن. :

با احترام به دایی ام ، جناب آقای اسماعیل بهادری که مرا در کودکی ، با نوشتن آشنا کرد .


برچسب‌ها: لب خاموش
+  پنجشنبه 19 دی1392س 18:5 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت | 

سال نو میلادی

 

فرا رسیدن سال ۲۰۱۴ ترسایی

بر هم میهنان مسیحی فرخنده باد .

 

 

+  چهارشنبه 11 دی1392س 20:9 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت

در بارۀ ناپدید شدن تصویرها

 

دوسـتان من ! از چند روز پیش ، وبـگاه خدمات دهنده ای که عکس ها و تصویرهای « دریچه ای به درون » در آن بارگذاری شده اند ، با مشکلی روبروست و اینچنین که می بینید ، همه نـاپدید گردیده اند . به دلیل ناآشنایی با روش کار در دیگر وبگاههای بارگذاری، شاید برای مدتی، عکس ها و تصویرها در اندازۀ مناسب و دلخواه من نمایش داده نشوند . پوزش مرا بپذیرید ؛ بی گمان ، چاره ای خواهم اندیشید .

 

+  جمعه 6 دی1392س 10:12 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت

جنگ ؛ سهم نابرابر

 

سهم اشکان ، مرگ به زیر آوار جنگ بود و سهم من ، زندگی به زیر سقف آوارگی . همسایه به جای من و ما مُـرد و من و ما به جای همسایه زنده ماندیم . سهم من ، سهمیه آوارگان بود و سهم پسر حاج احمد امّا ، سهمیه رزمندگان ! همسایه به جای من و ما مُرد و من و ما به جای همسایه زنده ماندیم !

 

به یاد کودکی ام و به یاد شکست حصر زادگاهم ، آبادان ، در پنجم مهر ماه ۱۳۶۰

        


برچسب‌ها: سهم, مرگ, آوار, جنگ, همسایه
+  پنجشنبه 4 مهر1392س 13:3 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت | 

حال من

 

حـال خوشی ندارم . از اینکه نمی توانم بنویسم ، آزرده ام ؛ از اینکه در میان دوستانم نیستم ، غمزده ام . در تلاشم هر چه زودتر ، خودم را بازیابم و بازگردم .

 

+  پنجشنبه 30 خرداد1392س 22:26 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت

سال نو مبارک

 

سال نو بر همۀ شما ، دوستان خوب و مهربانم ، خجسته باد . از دوستانی که مرا و "دریچه ای به درون" را از یاد نبردند ، سپاسگزارم . تا نیمۀ فروردین سال آینده در میان شما نخواهم بود .

 

 

+  چهارشنبه 23 اسفند1391س 8:12 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت | 

سخنی با دوستان

 

نمی دانم ! شاید دچار خودشیـفتگی شده ام ؛ تنـها از خواندنِ نوشته ها و سروده های خودم بسـیار لذت می برم . تا هنگام ناپدید شدنِ آنچه نمی خواهم در من باشد ، دیگر نخواهم نوشت .

 

+  دوشنبه 16 بهمن1391س 16:4 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت

زادروز

 

یک سـال پیـش در چنین روزی ،

دوم بهمن ماه سال ۱۳۹۰ خورشیدی ،

«دریچه ای به درون» زاده شد .

 

+  دوشنبه 2 بهمن1391س 0:2 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت

شریعتی ؛ دوست داشتن و عشق ورزیدن

 

از سال ها پیش ، چیزی بر چهره ام چنگ می کشید . گاه و بی گاه ، اینجا و آنجا می دیدم و می شنیدم که «دوست داشتن از عشق برتر است» . آری ؛ این ، عنوانِ بخشی است از کتاب «کویر» معلم بزرگ ، شریعتی . اینک آمده ام پس از پیمودن کویر ، گستاخی کنم و گزافه بگویم . 

شریعتی در کتاب خود ، «دوست داشتن» و «عشق ورزیدن» را به زیر ذره بین نگاهِ ریزبین خود می بَرد و سخت می کوشد ، معنایی ژرف و مفهومی روشن از آنها به دست دهد . من نیز باور دارم اگر این دو همان باشند که وی در «کویر» آورده ، آنگاه «دوست داشتن» از «عشق ورزیدن» برتر است . ولی ، این گفتۀ شریعتی را - به دور از هر گونه غرض و غرور - نمی توانم پذیرفت .

من هیچ کجا ، تعریف و نشانی از عشق ، آن گونه که هست و می دانم و می بینم ، نیافته ا م . شاید این ، ریشه در رازی دارد ؛ در این که عشق تا کنون در وادیِ واژه نگنجیده است . چه بسا بهتر آن که تا آشکار شدن این راز نهان ، به برتری یکی بر دیگری نپردازم . از این رو ، پایه و شیوۀ مقایسۀ شریعتی را بجا و روا نمی دانم ؛ گویی در پیِ اثبات برتری کالایی است بر کالایی دیگر و یا از برتریِ میانه روی بر تندرَوی و یا صلح بر جنگ سخن می رانَد ! از این گذشته ، از یاد نبریم ، بی گمان ، به کارگیری ابزار مقایسه در برخی از زمینه ها ، کاری ناسودمند و نابجاست ؛ آنچنان که برای تعیین برتری دست بر پا و یا دَم بر بازدم ، راه به ناکجا خواهیم بُرد .

براستی ، اگر از ما بپرسند ، موجودیت هایی مانند «خداوند ، زندگی ، خوشبختی و ...» چیستند ، چه خواهیم گفت ؟ تعریف و معنایی که ارایه می کنیم ، چه مایه با دیگران همخوانی دارد ؟ ذهن پرسشگر من نیز چون شما می پرسد : « شریعتی با آگاهی از ویرانگری عشق ، چگونه زندگی کرد ؟ آیا عشق به خداوند و مردم به زندگی اش پایان داد یا دوست داشتن آنها و یا هیچ یک ؟ »

سخنم به پایان نرسید . ولی ، می دانید از پُرگویی می پرهیزم . من ، این کمترین ، هم در گرفتن آیینه ای تمام قد در برابر «عشق» و گشودنِ این گرهِ ناگشوده درمانده ام و هیچ گاه ، راهِ ناهموار بزرگ شدن را کوچک شمردنِ اندیشه و باور بزرگان نمی پندارم .   

         


برچسب‌ها: شریعتی, دوست داشتن, عشق
+  دوشنبه 25 دی1391س 0:32 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت | 

پدرم درگذشت

 

گویی ، به درازنای شبی بی پایان ، در میان شما نبودم .

پدرم پس از هفته ها بیماری و ناتوانی درگذشت .

 

+  شنبه 24 تیر1391س 0:52 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت | 

بازمی گردم

 

بر آن بـودم ، دیگــر بازنــگردم ؛ نــیایم . بر آن بـودم ، دیگـر به نوشتن نـپردازم ؛ نـسُرایم . لیکـن ، پــرنده دیگــر باره چشم باز می کند و برمی خیزد ؛ دیگـر باره بال می گشاید و به پرواز در می آید . پــرنده آسمان را دیده است ؛ آسمان را یافته است . 

+  شنبه 3 تیر1391س 6:26 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت | 

می روم

 

پرنده ، بی «آسمان» چه می تواند کرد ؟!

 همراهان من ! همراهان جان ! می روم ؛ ارشک می رود و تا چه روزی ، نمی دانم ! نمی دانم ؛ نمی دانم باز می گردد یا که نه ! ولی ، می دانم دوستتان می دارم و خواهم داشت ؛ همیشه .

 

+  دوشنبه 15 خرداد1391س 23:9 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت | 

پیام پوزش ( مخاطب خاص )

 

یک دوست در پای سرودۀ "بی پایان" در این دفتر ، نظری داده بود که با اشتباهِ من ، ناخواسته حذف شد. آنچه به یاد دارم ، این است که وبلاگ ایشان "تنهایی" نام داشت . با عذرخواهی از آن دوست ، از وی خواهش می کنم اگر پیام پوزش مرا دیدند و چنانچه توانستند مرا ببخشند ، به شیوه ای ، بار دیگر نشانی وبلاگ شان را اعلام کنند ؛ با نظر دادن و یا هر آنچه صلاح می دانند . 

 

+  جمعه 15 اردیبهشت1391س 21:1 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت

نامه ای به نایدا

 

نایدا !

می دانم دنیا سـراسـر ، صفر و یک است . پس ، مرا چه شده که دنیای من دیگر گونه است ؟! آرام با تو می گویم ؛ مبادا کسی بشنود ؛ مبادا کسی بداند ! تلفن همراهم یادت هست ؟ همان «همیشه همراهم» را ؟! شماره های ۲ تا ۹ بر روی آن ، همگی ، نام تو را گرفته اند ! آری ! شماره گیرهای سریع را می گویم ؛ نـابینا هـم اگر شوم ، دستـم را می گیرند و پیـش از بـاد و بـاران مـرا به تـو می رسـانند . آری ! صفر و یک در دنیای من جایی ندارند .

 

تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


برچسب‌ها: نایدا, صفر, یک, باد, باران
+  چهارشنبه 16 فروردین1391س 22:1 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت | 

ستاره ای که خاموش شد


از چندی پیش ، نوشتن داستانی را آغاز کرده ام . « سـتاره ای که خاموش شد » داستان واقعی زندگیِ مــردی است که خـود را « بـی پـایـان » می داند ؛ نـاگفتـه ها و نگـاه او به انســان ، عشــق ، زنــدگی و اندیشـه ها ، بـاورها ، خواسـته ها و آرزوهـایش . او باور دارد ، پایان زندگی ، پایان او نیست ! این داستانِ نیمه بلند را هنوز به پایان نبرده ام . نمی دانم پس از پایان نگاشتن داستان ، آیا می خواهم و آیا می توانم چکیده ای از آن را در این دفتر بگذارم یا نه ! 

 


برچسب‌ها: داستان, ستاره, پایان, چکیده, دفتر
+  چهارشنبه 9 فروردین1391س 20:12 - ارشک امیری توسلی - بهره برداری فقط با ذکر نام نویسنده و وب نوشت |